|
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین/ به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
سلام دوستان دیشب حوالی ساعت 3نصف شب بدجور خوف برم داشته بود
ازترس تمام بدنم میلرزید
عرق تمام وجودم رو فرا گرفته بود
ترس از مرگ ترس از قیامت...
این بود که رفتم وضو گرفتم و سوره قیامت رو خوندم و های های گریه میکردم
بعدش کلی آروم شدم همه ی ترسام ریخت...
خلاصه عجب حال معنوی یهو بهم دست داد کیف کردم
لذتش قابل توصیف نیست...
نمیدونم برا شما هم این حس پیش اومده یا نه...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۲۸ ب.ظ  توسط نارنیا
|
جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟
یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!
یارو گفت یه کاری برات دارم،
حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.
یارو گفت :
... ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون
تو قفس تا میمون برامون بیاد!
چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،
پسره توی قفس پشتک وارو میزد
از میله ها بالا پائین میرفت.
... جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتادتو قفس شیره!
داد زد کمککککککککک
شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،
أبروریزی نکن من خودم لیسانسم
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ساعت ۵:۵۴ ق.ظ  توسط نارنیا
|
آیه ۱۷ سوره ی واقعه
و یطوف علیهم ولدان مخلدون
گفتنی است قرآن کریم چهرهی این پسران را از نظر ظاهری در سوره ای دیگر بنام سوره دهر یا انسان اینگونه توصیف میکند اذا رایتهم حسبتهم لولوا منثورا هنگامی که آنان را میبینی گمان میکنی که مروارید پراکنده اند
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ساعت ۲:۵۳ ق.ظ  توسط نارنیا
|
اوایل که این حس به من دست داده بود و با دیدن پسربچه های خوشگل احساس خوبی به ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ساعت ۲:۳۱ ق.ظ  توسط نارنیا
|
|