عشق ازل شوری در ما نهاد آتش زدو شور شیرین را نهاد افسوس کزو دورم و او رو سویم دواند کاش مدهوش چهره زیبای تو بودم ساقی خوش باش که بود و , نبودم شاعر(حق کپی رایت محفوظ است)
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ساعت ۳:۲۵ ق.ظ  توسط نارنیا  | 
ای رفیق تسلیت كاش سورمه اؤليدم چكيليدم گؤزووه گؤزوون ياشي اؤليدم سوزوليدم اوزووه بونه عالمدي خدا دئيرم اؤز اؤزومه اؤلا حاكم عادل ييغا ديوانه لري آچا زنجير جفادن بوتون آلوده لري اوندا قورخوم بودوكي هامي سووه من سوونی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ساعت ۳:۶ ق.ظ  توسط نارنیا  | 
سلام دوست فلسفی من راستش تو بخش نظرات خصوصی آیکنی برای جواب دادن نبود (در اعتراض به اوضاع فلسفی موجود آن روزگار نوشتمش) صد در صد واقعی بود(فقط جاهاییش که مشخصات رو لو نده عوض شده) اون سال بهترین دوران زندگیم بود که تبدیل به بدترین شد هنوز هم در ماتمش مویه میکنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲ساعت ۲:۲۴ ق.ظ  توسط نارنیا  | 
کاش میشد خدا به دست من مشکل بشر امروزی رو حل بکنه کاش خدا منو هیچوت به حال خودم ول نکنه کاش میشد خدا تمام سلول هام رو از پلیدی روح و جسم پاک کنه یا ربی یا جمیل زدنی علما و ایمانا کاش مرا هم به حب جمالش میآراست کاش غرق در نورش بودم کاش قبل از ازل معبودش بودم کاش بعد از ابد هم در طاعتش بودم
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۲ساعت ۲:۰ ق.ظ  توسط نارنیا  |