يه وقـتايي دلـت ميخـواد
يکـي از پشـت سر چشمـاتو بگيره و ازت بپـرسه :
اگه گفـتي من کـي ام ؟
تــو هـم دستاشو بگيري و بگـي :
هـر کـي هستـي بـمـون ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۰ ب.ظ  توسط نارنیا
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ رو ساختم تا هر کسی که عاشقانه با خدایش درد دل میکند عشق و محبت خویش را آراسته به زینت جمالش نماید. پرستاری،عجب رشته ای،تمام همکلاسای من به عشق پزشکی درس خوندن ولی آخرش از اینجا سر در آوردن بعضی هاشون هم واسه درآمد نسبتا خوبش اومدن. اما قضیه من به کلی فرق میکنه. من رو خدا خودش کشونده به این رشته شاید یه روز داستانش رو بگم ولی خیلی جالبه.